رمضان هر سال من با "سلام" به تو آغاز شد و گاه، سفره سحر یا افطار و گاه هنگام نماز، در اندیشه تو گذشت.
در انتظار لحظه ای که سلام مرا پاسخ گویی و صدایم را بشنوی
و امسال اما، ماه میهمانی تو را با "استغفار" آغاز می کنم!
عذرخواهی از تمام این سالها که در توهم گذشت ...
این تو بودی که هر صبح به من سلام می کردی و آنچه بر لب من جاری میشد، انعکاس سلام تو بود!
حتی آن روز که افسرده و پریشان، احساس کردم فراموشم کرده ای ...
در نامه ات به روشنی آفتاب و تاریکی شب قسم یاد کردی که " تو را لحظه ای رها نکردم"
"و الضحی و اللیل اذا سجی ما ودعک ربک و ما قلی"
و من امسال پشیمان از توهم ناخوانده ام و خسته از گوشهای سنگینم، از تو معذرت می خواهم...
و با این استغفار به ماه میهمانی ات قدم می گذارم ...
امسال نامه ات را نه برای ثواب که برای شنیدن صدایت و احساس حضورت خواهم خواند ...
امسال نامه ات را جور دیگر خواهم خواند ...
جور دیگر خواهم دید ...
+ نوشته شده در ساعت0:32 توسط رعنا
