تبليغاتX
دست نوشته هاي من
دست نوشته هاي من
من به آغاز زمین نزدیکم ... نبض گلها را می گیرم. آشنا هستم با سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت
دست نوشته هاي من

اينجا ميخوام از همه چيز بنويسم
از هر چيزي كه ممكنه بياد توي ذهنم ... توي دلم
طبيعيه كه مطالبي كه ميان توي ذهن آدم گستره ي بزرگي رو شامل ميشن ...
گستره اي به اندازه ي ذهن يه انسان ...

خانه | آرشيو | ايميل

دست نوشته های پیشین
در حال تعمیر )دوستان خوبم)
لبگزه
لينکهاي روزانه
آمار وبلاگ
امسال نامه ات را جور دیگر خواهم خواند ...

رمضان هر سال من با "سلام" به تو آغاز شد و گاه، سفره سحر یا افطار و گاه هنگام نماز، در اندیشه تو گذشت.

در انتظار لحظه ای که سلام مرا پاسخ گویی و صدایم را بشنوی

و امسال اما، ماه میهمانی تو را با "استغفار" آغاز می کنم!

عذرخواهی از تمام این سالها که در توهم گذشت ...

این تو بودی که هر صبح به من سلام می کردی و آنچه بر لب من جاری میشد، انعکاس سلام تو بود!

حتی آن روز که افسرده و پریشان، احساس کردم فراموشم کرده ای ...

در نامه ات به روشنی آفتاب و تاریکی شب قسم یاد کردی که " تو را لحظه ای رها نکردم"

"و الضحی و اللیل اذا سجی ما ودعک ربک و ما قلی"

و من امسال پشیمان از توهم ناخوانده ام و خسته از گوشهای سنگینم، از تو معذرت می خواهم...

و با این استغفار به ماه میهمانی ات قدم می گذارم ...

امسال نامه ات را نه برای ثواب که برای شنیدن صدایت و احساس حضورت خواهم خواند ...

امسال نامه ات را جور دیگر خواهم خواند ...

جور دیگر خواهم دید ...



+

داغ کن - کلوب دات کام